امروز صبح شهر بعد از مدت ها به رویت لبخند می زد…
حال دلمان مثل آفتاب بهاری روشن بود .
نمی شد خانه بمانی….
عیدها که می رسند هنوز مثل کودکی همان اشتیاق سابق می آید و گوشه ی دلمان رخنه می کند.
لبخندها پشت هم سرازیر می شوند روی لب ها….
وقتی عید باشد و بهار باشد و اردیبهشت خوش رقصی کند دلت می خواهد احوالت را همان دم گره بزنی به ابدیت…..
خدا بخواهد رخت عزا از تن دربیاوریم و به میمنت عید فطر از خدا بخواهیم کرونا از بین برود….
برایتان حالی چنینم آرزوست.
لبخند سهم شماست.حق شماست.😉

پی نوشت: عیدتون خیلی مبارک

رها رادفر

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس