و در آن لحظه
روحت زیباترین حالت ممکنش را داشت
خدا آینه اش را رو به رویت گرفت و تو حواست نبود چقدر زیبایی….
از نبردهای بسیار برمی گشتی
از دریچه ی زخم هایت نور به بیرون می زد و
لبخندت…..جای لبخندت شکوفه های سرخ جوانه زده بودند.
حواست نبود
اما خدا آینه اش را که بگیرد
حقیقت هایی که بوی بهشت می دهند را می توانی ببینی.
تو مشغول خودت بودی و من
حیرت زده از تماشای نیمه ی روشن یک روح زیبا….
موجودی که می جنگید ولی نه برای خودش…
برای دیگری…
و این رمز عشق است
خدا آینه اش را روبه رویت گرفت
و حقیقتت ستودنی بود.
تقدیم به تمام کادر درمان و پزشکان دلسوز در تمام دنیا.
با احترام
رها رادفر

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس